تبليغاتX
باشگاه حماقت
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385

زندگیم مثل یک خودکار تو دستم

سر نوشت تو دستم...آره خودم مینویسمش.

ولی باور نمی کنند!

خودم مینویسمش , گاهی حتی یک کلمش رو کسی نمیخونه!

یا شاید نمیتونه بخونه , شاید زندگیم رو بدخط می نویسم!

حالا آخرین کلمه ئ زندگیم رو مینویسم!

ودیگه خودکارم هیچ چیز نمینویسه, هیچ چیز...هیچوقت.

پرواز...

این آخرین کلمه بود , و تو باید باور کنی که من زندگم رو تا آخر نوشتم

من پرواز را تجربه میکنم

قلبت را برایم باز کن آسمان خاکی.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:41  توسط parazit  |