خیابان باز به مقصد نرسید
سبزه به من نرسید
دلی گم شد
و من ترانه ای را بلند بلند خواندم
تا صدای کلاغان را نشنوم
ترانه ای که بوی آهن زنگ زده میداد
در این خیابان که از درد به خود می پیچید
از روی تیرکهای کنار خیابان
ماه های کامل بالا می روند
کم کم
و در آنسوی زمان
کسی هست که بر نگشته است
