تبليغاتX
باشگاه حماقت
شنبه چهاردهم بهمن 1385
 

امروز دوباره دیدمت

مثل هر روز

جلوم واساده بودی

بهت لبخند نزدم

نمیدونم چرا دیگه مثل قدیما دوستت ندارم

مثل اونروزهایی که وقتی میدیدمت یاد زیبای های زندگی میوفتادم

زیبایی؟؟ نه دیگه باورم نمیشه که زندگی یه روزی زیبا بوده

حالا فقط همینا هستن

رنج...زخم...زخم...زخم و درد

آه کاش آینه هم حافظه داشت

کاش این آینه لعنتی یه بار دیگه خوبیای زندگی رو یادم مینداخت...فقط

آه کاش این قاب لعنتی خالی نبود

کاش...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:38  توسط parazit  |